من هیچ وقت آدم مذهبی نبوده ام. مذهبی نبودنم نه برایم مایه افتخار است نه باعث سرشکستگی. همان قدر افکار مادر محجبه ام برایم محترم است که عقاید خواهر غیر مذهبی ام. همان قدر احساسات مذهبی مادر شوهر مومن ام برایم پذیرفتنی است که بی مذهبی صمیمی ترین دوستم. مذهب برای من خیلی خیلی خیلی درونی و شخصی است. به یاد ندارم در هیچ جمعی کسی را به دین داری سفارش کرده یا به لامذهبی تشویق کرده باشم.
...
من خدای خاص خودم را دارم. توی لایه های خیلی خیلی درونی قلبم. یک وقت هایی که خیلی غمگین هستم یا خیلی شاد، یک وقت هایی که هیچ چیزی برای تکیه دادن ندارم، یک روزهایی که در میان آن همه ناممکن، آرزوهای محالم ممکن میشوند، مهربانی دست هایش را روی شانه های خسته ام حس میکنم.
خدای خاص من آنقدر برایم خصوصی و درونی است که هیچ وقت با هیچ کسی در دنیا تقسیم اش نکرده ام. بودن اش، مهربانی اش و همه حرف ها و رازهای مگویم را خودش میداند و خودم...
فردا تاسوعاست.
فرقی نمیکند معتقد به بنیان و ریشه و اصالت همه جریانی که این روزها خیلی ها عزادارش هستند باشیم یا نه اما...اگر ایران بودم حضور خدای خاص عزادارانی را که به شیوه خاص خودشان عزاداری میکنند، روی شانه های خسته خیلی ها که چیز دیگری برای تکیه دادن ندارند حس میکردم.
