تبليغاتX
عطر صد خاطره

عطر صد خاطره

 

میگه با کی اومدی کنسرت؟ میگم تنها. میگه آخی، خیلی سخته نه؟ میگم نه! میگه وای من یه روز هم نمیتونم تحمل کنم. آخه ما خیلی وابسته ایم!

میگه با کی رفتی فلان جا قهوه خوردی؟ میگم تنها. میگه وا، روت میشه، تنهایی؟؟ میگم آره، چرا نشه. میگه وای اگه منو بکشی نمیرم تنهایی اونجا بشینم!

میگه وای خیلی سخته تنهایی تو مملکت غریب نه؟ میگم نه. من چهار ساله اینجام، غریب نیستم که دیگه! میگه  آخه تنهایی...میگم خودم رو یه جوری مشغول میکنم. میگه بمیرم الهی، هر کی رو میبینی یه غمی تو زندگی اش داره، خوب برگرد برو پیش اش. میگم ولی من با اینجا موندن مشکلی ندارم. میگه چرا، نمیبینی چه آب رفته تن ات از وقتی تنها شدی!!!

میگه وای، چطور جرات کردی بفرستی اش وسط اون همه دختر؟ نمیترسی یه وقت...میگم: نه،  نمیترسم! نترس، بادمجون بم آفت نمیزنه! میگه امیدوارم سال دیگه هم همین رو بگی. میگم امیدوار؟ مطمئن باش همین رو میگم!

میگه این آدم هایی که اینجوری طولانی دور از هم میمونند یه جای رابطه شون اشکال داره. میزنم به در نشنیدن و میگم خوب خودت چطوری؟ میگه من اگه سه تا دکترا هم بهم بدن یه روز هم این کار رو نمیکنم. میگم ولی من این کار رو میکنم. ده بار دیگه هم اگه دنیا بیام، شرایط آدم ها با هم فرق میکنه. نمیشه واسه همه یه جور نسخه پیچید. میزنه به در نشنیدن و میگه چطوری طاقت میاری؟

 

زن سلیطه درونم اگر بیدار میشد چه کارها که نمیتوانست بکند ...

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 15:41  | 

مطالب قدیمی‌تر