تبليغاتX
عطر صد خاطره

عطر صد خاطره

 

 تمام این هفته رو به این فکر کردم که واقعاْ چرا خواسته باهام حرف بزنه؟ ما که همه قرار و مدارها رو تو ای میل هامون گذاشته بودیم... نکنه از تصمیمی که گرفته منصرف بشه؟ نکنه میخواد ببینه انگلیسی ام چطوره؟ نکنه اصلاْ میخواد یه مصاحبه علمی انجام بده و ببینه من چقدر واقعاْ اون کسی هستم که رزومه ام میگه. نکنه ... تا اینکه دیروز باهاش حرف زدم. همه استرسی که داشتم همون دقیقه اول آب شد و ریخت رو زمین! آنقدر دوست داشتنی، انقدر مهربون و انقدر حمایت گر باهام حرف زد که باورم نمیشد این آدم همون مرد بزرگی هست که ژورنال ها میگن. همون آدم نازنینی که ده ها ساله از ایران دوره اما این همه ایرانیه. دوست اش داشتم. خیلی زیاد...

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 19:16  | 

مطالب قدیمی‌تر