دوباره اوضاع تقریباْ برگشت به حالت عادی. گفته بودم هر وقت دچار بالا و پایین های روحی میشم و همه راهها بسته به نظر میرسه میفتم به جون موهای نازنینم؟ خوب این اتفاق چند روز پیش افتاد و من الان یک گلی مو کوتاه منگولی هستم! نمیدونم کوتاه کردن موها بعد از چهار سال حال و هوام رو عوض کرد یا نتیجه کمی تا قسمتی مثبت یکی از آزمایش هام، یا اومدن آقای همسر، یا پیگیری نکردن اخبار ایران یا...
هر چی بود همه چی فعلاْ برگشته سر جای اولش...
بعد از مدت ها از این فلفل سبز باریک های ایرانی خوردم. فکر کنم از آخرین باری که خوردمشون پنج سالی میگذشت. دیدید من هر وقت برام از ایران مهمون میاد مهم ترین بحث وبلاگم میشه خوردنی؟ الان همه فکر و ذکرم پیش اون آلبالوهای ترش و تر و تازه ای هست که تو یخچال منتظرن تا با نمک و گلپر مخلوط بشن و ...فقط من اینطورم یا برای همه این موضوع همین قدر مهمه؟
